als
بهعنوانِ؛ وقتی که
در داستانها
»Wovor hast du Angst?«, fragte er, als sie fertig war.
«از چه میترسی؟»، او پرسید، وقتی حرفش تمام شد.
Am Freitag brachte der Lieferdienst ein Paket, das größer war als erwartet.
جمعه پیک بستهای آورد، که بزرگتر از انتظار بود.
Nasrin hatte in Schiras zehn Jahre lang als Buchhalterin gearbeitet.
نسرین در شیراز ده سال بهعنوان حسابدار کار کرده بود.
Herr Karimi arbeitete freiberuflich als Übersetzer.
آقای کریمی بهطور آزاد بهعنوان مترجم کار میکرد.
Darauf standen fünf Euro mehr als sonst, obwohl er nichts geändert hatte.
روی آن پنج یورو بیشتر از همیشه نوشته شده بود، با اینکه او چیزی تغییر نداده بود.
Exotische Früchte waren teuer, deswegen kannte die Großmutter als Kind keine Bananen.
میوههای خارجی گران بود، به همین دلیل مادربزرگ در کودکی موز نمیشناخت.
واژههای مرتبط
weg دور، رفته؛ گم؛ راه · werden فعل کمکی زمان آینده (خواهم، خواهی، خواهد) · der Zettel یادداشت · bringen آوردن · darüber دربارهٔ آن · einmal یک بار · erst تازه · kaum تقریباً نه، بهندرت · laut بلند · manchmal گاهی · die Stadt شهر · gerade الان؛ تازه