gerade
الان؛ تازه
در داستانها
Er lebte gerade in Spanien, schrieb er, deshalb konnte er die Wohnung nicht zeigen.
او نوشت که فعلاً در اسپانیا زندگی میکند، برای همین نمیتواند خانه را نشان بدهد.
Sie kontrollierte gerade den Blutdruck von Jonas.
او داشت فشار خونِ یوناس را کنترل میکرد.
»Das ist gerade ein Trend.«
«این الان یک مد است.»
Die Gurken waren gerade reif, deswegen war der Zeitpunkt gut.
خیارها تازه رسیده بودند، به همین دلیل زمانش مناسب بود.
Als sie an der Haltestelle ankam, war der Bus gerade abgefahren.
وقتی به ایستگاه رسید، اتوبوس تازه رفته بود.
Aber in Europa wird gerade diskutiert, dass Handys und Laptops leichter reparierbar sein müssen.«
اما در اروپا الان بحث میشود که موبایلها و لپتاپها باید راحتتر قابل تعمیر باشند.»
واژههای مرتبط
werden فعل کمکی مجهول (میشود، شد) · die Leute مردم · als بهعنوانِ؛ وقتی که · der Akku باتری (قابل شارژ) · am meisten بیشتر از همه · anschneiden اولین برش را زدن (کیک) · austauschbar قابل تعویض · bauen ساختن · begrüßen خوشامد گفتن · dabei همراه؛ در این میان · diskutieren بحث کردن · einbauen نصب کردن، کار گذاشتن