واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

begrüßen

فعل · B2

begrüßt, begrüßte, hat begrüßt

خوشامد گفتن

در داستان‌ها

Der Inhaber, Herr Demir, dessen Eltern aus der Türkei stammten, begrüßte sie freundlich.

صاحب داروخانه، آقای دمیر، که پدر و مادرش اهل ترکیه بودند، با گرمی به او خوشامد گفت.

Das Vorstellungsgespräch (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

stellen مطرح کردن (سؤال)؛ قرار دادن · vergessen فراموش کردن؛ جا گذاشتن · zuhören گوش دادن · sprechen صحبت کردن؛ حرف زدن (von) · werden فعل کمکی مجهول (می‌شود، شد) · brauchen لازم داشتن، به کار رفتن؛ استفاده کردن · das Deutsch زبان آلمانی؛ آلمانی · schön زیبا، قشنگ · alt قدیمی · die Leute مردم · lernen یاد گرفتن، آموختن · später بعد