zuhören
hört zu, hörte zu, hat zugehört
گوش دادن
در داستانها
Nadia hörte aufmerksam zu.
نادیا با دقت گوش داد.
Der ältere Mann im anderen Bett hörte zu.
مرد مسنتر در تخت دیگر گوش میداد.
Lea schälte die Kartoffeln und hörte zu.
لئا سیبزمینیها را پوست میکند و گوش میداد.
Sie ging aufmerksam über den Markt und hörte den Händlern zu.
او با دقت در بازار راه میرفت و به فروشندهها گوش میداد.
Paul sollte eigentlich nur zuhören.
پاول قرار بود در واقع فقط گوش بدهد.
Ilka hörte zu.
ایلکا گوش داد.
واژههای مرتبط
schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · der Herr آقا · liegen قرار داشتن، بودن · sofort فوراً · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · zeigen نشان دادن · sitzen نشستن · wollen خواستن · arbeiten کار کردن · neu جدید · sehen دیدن