zeigen
zeigt, zeigte, hat gezeigt
نشان دادن
در داستانها
In der Pause zeigt Kian Fotos.
در زنگ استراحت کیان عکسهایی نشان میدهد.
Dort zeigt Lukas ihr einen roten Schal.
آنجا لوکاس به او یک شال قرمز نشان میدهد.
Die Verkäuferin zeigt ihr eine braune Tasche.
فروشنده به او یک کیف قهوهای نشان میدهد.
Das Bild zeigt ein Dorf im Iran.
تابلو روستایی در ایران را نشان میدهد.
Mina zeigt ihm den Dom.
مینا کلیسای جامع را به او نشان میدهد.
Es zeigt ein blaues Meer und ein weißes Haus.
تابلو یک دریای آبی و یک خانهٔ سفید را نشان میدهد.
واژههای مرتبط
weinen گریه کردن · zum ersten Mal برای اولین بار · zweimal دو بار · andere دیگر · anders متفاوت · die Angst ترس · ankommen رسیدن · aufstehen بلند شدن · besser بهتر · damit تا اینکه، برای اینکه · danach بعد از آن · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن