andere
دیگر
در داستانها
»Aber ich wünsche mir etwas anderes.«
«اما من چیز دیگری برای خودم میخواهم.»
»Andere Länder, andere Gewohnheiten.«
«کشورهای دیگر، عادتهای دیگر.»
Der ältere Mann im anderen Bett hörte zu.
مرد مسنتر در تخت دیگر گوش میداد.
»Ich backe sonst weder für mich noch für andere.
«من معمولاً نه برای خودم و نه برای دیگران کیک میپزم.
واژههای مرتبط
das Vorurteil پیشداوری · die Warteschlange صف انتظار · weder … noch نه … و نه · weitergehen ادامه دادن به راه، رفتن · die Werkstatt تعمیرگاه، کارگاه · die Wohnungstür درِ آپارتمان · die Zahl عدد · abholen بردن، تحویل گرفتن؛ آوردن (از جایی)، دنبال کسی رفتن · angst haben ترسیدن (vor) · das Auto ماشین · der Balkon بالکن · bereuen پشیمان شدن از