angst haben
hat Angst, hatte Angst, hat Angst gehabt
ترسیدن (vor)
در داستانها
»Wovor hast du Angst?«, fragte er, als sie fertig war.
«از چه میترسی؟»، او پرسید، وقتی حرفش تمام شد.
Aber sie hatte keine Angst mehr davor.
اما او دیگر از آن نمیترسید.
Er hatte Angst vor der Narkose, aber er sagte nichts.
او از بیهوشی میترسید، اما چیزی نگفت.
واژههای مرتبط
neu جدید · sehen دیدن · von از · ganz تمام، کامل · seit از (زمان)؛ از وقتی که · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · so اینطور، چنین؛ چه (تعجب) · wieder دوباره · für برای؛ به