واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

für

حرف اضافه

برای؛ به

در داستان‌ها

»Für dich«, sagt sie.

او می‌گوید: «برای تو».

Der Bus um sieben (سطح A1)

Die Eier sind für den Kuchen.

تخم‌مرغ‌ها برای کیک است.

Armans Geburtstag (سطح A1)

Am Samstag kocht Lukas für Samira und ihren Bruder.

شنبه لوکاس برای سمیرا و برادرش آشپزی می‌کند.

Lukas kocht (سطح A2)

Das ist für ihn sehr früh.

این برای او خیلی زود است.

Lukas kocht (سطح A2)

»Ja, ich suche ein Geschenk für meine Mutter«, sagt Samira.

«بله، من دنبال یک هدیه برای مادرم می‌گردم»، سمیرا می‌گوید.

Ein Geschenk für Mama (سطح A2)

Beim Abschied sagt Samira: »Vielen Dank für alles!

موقع خداحافظی سمیرا می‌گوید: «برای همه چیز خیلی ممنون!

Ein Zimmer in Lübeck (سطح A2)