so
اینطور، چنین؛ چه (تعجب)
در داستانها
»So viel Essen!«, sagt Sara.
«اینهمه غذا!»، سارا میگوید.
»Warum bist du so müde?«, fragt die Mutter.
«چرا تو اینقدر خسته هستی؟»، مادر میپرسد.
Sie ist nicht mehr so dick.
او دیگر آنقدر چاق نیست.
»So?«, fragt sie.
«اینطوری؟»، او میپرسد.
»Lauft nicht so schnell!«, sagt Sara.
«اینقدر تند ندوید!»، سارا میگوید.
Seit einem Jahr suche ich so eine Kanne.«
یک سال است که من دنبال چنین قوریای میگردم.»
واژههای مرتبط
das Internet اینترنت · irgendwann دیر یا زود، زمانی · die Jacke کاپشن · jedenfalls دستکم، به هر حال · jedes Mal هر بار · das Kabel سیم، کابل · kalt سرد · die Kantine غذاخوری (محل کار)؛ غذاخوری · die Kaution ودیعه · kostenlos رایگان · die Kritik انتقاد · der Kurs کلاس، دوره