kalt
سرد
در داستانها
Aber das Wasser ist sehr kalt.
اما آب خیلی سرد است.
Am ersten Tag ist es kalt und grau.
روز اول هوا سرد و ابری است.
واژههای مرتبط
nachschauen نگاه کردن، بررسی کردن · die Ostsee دریای بالتیک · der Papa بابا · scheinen تابیدن (آفتاب) · schwimmen شنا کردن · also پس، بنابراین · einschlafen خوابش بردن · das Internet اینترنت · die Jacke کاپشن · lieber ترجیحاً، بهتر است · ob آیا، که آیا · regnen باران باریدن