واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

kalt

صفت · A2

سرد

در داستان‌ها

Aber das Wasser ist sehr kalt.

اما آب خیلی سرد است.

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

Am ersten Tag ist es kalt und grau.

روز اول هوا سرد و ابری است.

Papa in Köln (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

nachschauen نگاه کردن، بررسی کردن · die Ostsee دریای بالتیک · der Papa بابا · scheinen تابیدن (آفتاب) · schwimmen شنا کردن · also پس، بنابراین · einschlafen خوابش بردن · das Internet اینترنت · die Jacke کاپشن · lieber ترجیحاً، بهتر است · ob آیا، که آیا · regnen باران باریدن