واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

regnen

فعل · A2

regnet, regnete, hat geregnet

باران باریدن

در داستان‌ها

»Wenn es regnet, bleiben wir lieber zu Hause.«

«اگر باران بیاید، بهتر است ما در خانه بمانیم.»

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

Der Boden war trocken, weil es seit Wochen nicht geregnet hatte.

خاک خشک بود، چون هفته‌ها بود که باران نباریده بود.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

warten منتظر ماندن؛ منتظر ماندن (auf) · erklären توضیح دادن · müde خسته · trotzdem با این حال · werden فعل کمکی مجهول (می‌شود، شد) · das Essen غذا؛ خوردن · essen خوردن · früh زود، قبلاً · möchten خواستن (مؤدبانه)، میل داشتن · der Nachmittag بعدازظهر · wo کجا · bleiben ماندن