واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

bleiben

فعل · A1

bleibt, blieb, ist geblieben

ماندن

در داستان‌ها

»Bleibt bitte am Tisch!«

«لطفاً سر میز بمانید!»

Kuku Sabzi für alle (سطح A1)

»Wenn es regnet, bleiben wir lieber zu Hause.«

«اگر باران بیاید، بهتر است ما در خانه بمانیم.»

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

»Kann sie zwei Tage allein bleiben?«

«او می‌تواند دو روز تنها بماند؟»

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

Sie überlegte sich den Einkauf vorher genau, weil sie nicht lange bleiben wollte.

او خرید را از قبل دقیق با خود می‌سنجید، چون او زیاد بماند نمی‌خواست.

Die Kiste vor der Tür (سطح B1)

»Aber ich bereue nicht, hier zu bleiben.«

«اما من از ماندن در اینجا پشیمان نیستم.»

Um ehrlich zu sein (سطح B1)

»Wirst du brav liegen bleiben?«, fragte sie.

«آیا تو مثل بچهٔ خوب دراز کشیده خواهی ماند؟»، او پرسید.

Es geht aufwärts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

der Sonntag یکشنبه · sprechen صحبت کردن؛ حرف زدن (von) · suchen جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن · der Tisch میز · wohnen زندگی کردن · das Zimmer اتاق · bis تا؛ تا وقتی که · das Deutsch زبان آلمانی؛ آلمانی · das Essen غذا؛ خوردن · essen خوردن · die Freundin دوست‌دختر؛ دوست (زن) · früh زود، قبلاً