bleiben
bleibt, blieb, ist geblieben
ماندن
در داستانها
»Bleibt bitte am Tisch!«
«لطفاً سر میز بمانید!»
»Wenn es regnet, bleiben wir lieber zu Hause.«
«اگر باران بیاید، بهتر است ما در خانه بمانیم.»
»Kann sie zwei Tage allein bleiben?«
«او میتواند دو روز تنها بماند؟»
Sie überlegte sich den Einkauf vorher genau, weil sie nicht lange bleiben wollte.
او خرید را از قبل دقیق با خود میسنجید، چون او زیاد بماند نمیخواست.
»Aber ich bereue nicht, hier zu bleiben.«
«اما من از ماندن در اینجا پشیمان نیستم.»
»Wirst du brav liegen bleiben?«, fragte sie.
«آیا تو مثل بچهٔ خوب دراز کشیده خواهی ماند؟»، او پرسید.