واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

das Internet

اسم · A2

اینترنت

در داستان‌ها

Mina schaut im Internet nach.

مینا در اینترنت نگاه می‌کند.

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

Die Apotheke, deren Anzeige sie im Internet gefunden hatte, lag mitten in der Innenstadt.

داروخانه‌ای که آگهی‌اش را در اینترنت پیدا کرده بود، درست در مرکز شهر بود.

Das Vorstellungsgespräch (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

hören شنیدن · der Name نام · stellen مطرح کردن (سؤال)؛ قرار دادن · vergessen فراموش کردن؛ جا گذاشتن · das Wochenende آخر هفته · später بعد · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · wenn اگر، وقتی که · erzählen تعریف کردن · wissen دانستن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · sofort فوراً