vergessen
vergisst, vergaß, hat vergessen
فراموش کردن؛ جا گذاشتن
در داستانها
Am Dienstag vergisst Kian das Salz im Brot.
سهشنبه کیان نمکِ نان را فراموش میکند.
Frau Novak trank ihren ersten Kaffee und vergaß die Sache.
خانم نواک اولین قهوهاش را نوشید و ماجرا را فراموش کرد.
Sie hatte nichts vergessen, außer einer Sache: ein Buch, um im Wartezimmer nicht die ganze Zeit aufs Handy zu schauen.
او چیزی را فراموش نکرده بود، جز یک چیز: یک کتاب، تا در اتاق انتظار تمام مدت به گوشی نگاه نکند.
Vielleicht hatte er sie beim Bäcker vergessen.
شاید او آن را در نانوایی جا گذاشته بود.
Der Karton war am Sonntag geliefert worden, und in der Eile war er vergessen worden.
کارتن یکشنبه تحویل داده شده بود، و در آن عجله فراموش شده بود.
Eine Kollegin, deren Namen Farah sofort wieder vergaß, winkte ihr freundlich zu.
همکاری که فرح اسمش را فوراً دوباره فراموش کرد، با مهربانی برایش دست تکان داد.