همهٔ داستان‌ها

Die Kontrolle

داستان کوتاه آلمانی · سطح B2 (متوسط رو به بالا) · 2 دقیقه · نکتهٔ گرامری: مجهول: با فعل وجهی، در زمان‌های گذشته و مجهول حالت

بازرسی مواد غذایی فردا به مزرعهٔ ارگانیک می‌آید و سلین و هانه باید تا شب کارگاه پنیرسازی را آماده کنند. همه چیز تمیز است، اما بازرس یک کارتن پنیر بی‌برچسب پیدا می‌کند. داستانی برای سطح B2.

Ein Jahr nach ihrem ersten Wochenende arbeitete Selin jeden Samstag auf dem Ökohof Lindenbach. An einem Montagmorgen rief Bäuerin Hanne sie an. »Morgen kommt die Lebensmittelkontrolle«, sagte sie. »Die Käserei muss bis heute Abend geputzt werden.«

یک سال بعد از اولین آخر هفته‌اش سلین هر شنبه در مزرعهٔ ارگانیک لیندن‌باخ کار می‌کرد. یک صبح دوشنبه هانهٔ کشاورز به او زنگ زد. «فردا بازرسی مواد غذایی می‌آید»، او گفت. «کارگاه پنیرسازی تا امشب باید تمیز شود.»

Selin fuhr sofort los. Als sie ankam, war die Tür der Käserei schon geöffnet, und alle Geräte waren ausgeschaltet. Hanne zeigte ihr eine lange Liste. »Die Böden müssen gewischt werden, die Kühlschränke müssen kontrolliert werden, und jede Temperatur muss aufgeschrieben werden.«

سلین فوراً راه افتاد. وقتی رسید، در کارگاه پنیرسازی از قبل باز بود، و همهٔ دستگاه‌ها خاموش بودند. هانه یک فهرست بلند به او نشان داد. «کف‌ها باید تی کشیده شوند، یخچال‌ها باید بررسی شوند، و هر دما باید یادداشت شود.»

Bis zum Abend wurde gearbeitet. Die Regale wurden abgewischt, die alten Etiketten wurden entfernt, und die neuen Formulare wurden ausgefüllt. Um neun Uhr war alles erledigt. Die Käserei war sauber, die Papiere waren sortiert, und die Lichter waren gelöscht.

تا شب کار شد. قفسه‌ها دستمال کشیده شدند، برچسب‌های قدیمی برداشته شدند، و فرم‌های جدید پر شدند. ساعت نه همهٔ کارها انجام شده بود. کارگاه تمیز بود، کاغذها مرتب بودند، و چراغ‌ها خاموش بودند.

Am Dienstag stand um acht Uhr eine Kontrolleurin vor der Tür. Sie prüfte jeden Raum genau. »Wann ist der Kühlraum zuletzt gereinigt worden?«, fragte sie. »Gestern Abend«, antwortete Hanne. »Und die Temperaturen werden jeden Tag notiert?« »Ja, zweimal am Tag.«

سه‌شنبه ساعت هشت یک بازرس جلوی در ایستاده بود. او هر اتاق را دقیق بررسی کرد. «سردخانه آخرین بار کی تمیز شده است؟»، او پرسید. «دیشب»، هانه جواب داد. «و دماها هر روز یادداشت می‌شوند؟» «بله، روزی دو بار.»

Dann entdeckte die Kontrolleurin einen Karton mit Käse, der nicht beschriftet worden war. Selin wurde blass. Der Karton war am Sonntag geliefert worden, und in der Eile war er vergessen worden. »Das muss sofort korrigiert werden«, sagte die Frau streng. »Ohne Etikett darf kein Käse verkauft werden.«

بعد بازرس یک کارتن پنیر پیدا کرد که برچسب نخورده بود. سلین رنگش پرید. کارتن یکشنبه تحویل داده شده بود، و در آن عجله فراموش شده بود. «این باید فوراً اصلاح شود»، زن با جدیت گفت. «هیچ پنیری بدون برچسب نباید فروخته شود.»

Am Ende war die Kontrolle bestanden, mit einer kleinen Auflage. Am Abend saßen Hanne und Selin müde in der Küche. »Weißt du«, sagte Hanne, »früher wurde hier alles von Hand gemacht, und niemand hat kontrolliert. Aber ich finde es gut, dass heute genauer hingeschaut wird.«

در پایان بازرسی با موفقیت گذشت، با یک تذکر کوچک. شب هانه و سلین خسته در آشپزخانه نشسته بودند. «می‌دانی»، هانه گفت، «قدیم اینجا همه چیز با دست انجام می‌شد، و هیچ‌کس بازرسی نمی‌کرد. اما به نظرم خوب است که امروز دقیق‌تر نظارت می‌شود.»

واژه‌های این داستان

das Jahr سال · nach به (مقصد)؛ برای · das Wochenende آخر هفته · arbeiten کار کردن · der Samstag شنبه · auf روی؛ برای (منتظر) · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · anrufen زنگ زدن · der Montagmorgen صبح دوشنبه · die Bäuerin کشاورز (زن) · an در، به · der Morgen صبح · kommen آمدن · die Lebensmittelkontrolle بازرسی مواد غذایی · sagen گفتن · die Käserei پنیرسازی · müssen باید، مجبور بودن · bis تا؛ تا وقتی که · heute امروز · der Abend شب، عصر · putzen تمیز کردن · werden فعل کمکی مجهول (می‌شود، شد) · losfahren راه افتادن · sofort فوراً · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · ankommen رسیدن · sein بودن · die Tür در · schon حالا دیگر، قبلاً · öffnen باز کردن · und و · das Gerät دستگاه · ausschalten خاموش کردن · zeigen نشان دادن · lange مدت زیادی · die Liste فهرست · der Boden زمین، کف؛ خاک · wischen پاک کردن، تی کشیدن · der Kühlschrank یخچال · kontrollieren کنترل کردن · die Temperatur دما · aufschreiben نوشتن، یادداشت کردن · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · das Regal قفسه · abwischen دستمال کشیدن، پاک کردن · alt قدیمی · das Etikett برچسب · entfernen برداشتن، حذف کردن · neu جدید · das Formular فرم · ausfüllen پر کردن (فرم) · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · die Uhr ساعت · erledigen انجام دادن، رسیدگی کردن · sauber تمیز · das Papier مدرک، کاغذ · sortieren مرتب کردن · das Licht نور، چراغ · löschen خاموش کردن؛ پاک کردن · am در (an + dem) · der Dienstag سه‌شنبه · der Stand غرفه · die Kontrolleurin بازرس (زن) · vor جلوی؛ از (ترس) · prüfen بررسی کردن · der Raum اتاق، فضا · genau دقیق؛ دقیقاً · wann کی · der Kühlraum سردخانه · zuletzt آخرین بار · reinigen تمیز کردن · fragen پرسیدن · gestern دیروز · antworten جواب دادن · der Tag روز · notieren یادداشت کردن · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · zweimal دو بار · dann بعد · entdecken کشف کردن، پیدا کردن · der Karton جعبهٔ مقوایی، کارتن · mit با · der Käse پنیر · nicht نه · beschriften برچسب زدن، رویش نوشتن · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · blass رنگ‌پریده · der Sonntag یکشنبه · liefern تحویل دادن · in در · die Eile عجله · vergessen فراموش کردن؛ جا گذاشتن · korrigieren اصلاح کردن · die Frau خانم؛ زن · streng سخت‌گیر، جدی · ohne بدونِ؛ بدون · dürfen اجازه داشتن · verkaufen فروختن · am Ende در آخر · die Kontrolle بازرسی، کنترل · bestehen قبول شدن (در امتحان) · klein کوچک · die Auflage شرط، تذکر رسمی · sitzen نشستن · müde خسته · die Küche آشپزخانه · wissen دانستن · früher قدیم‌ها، سابقاً · hier اینجا · von Hand با دست · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · haben داشتن · aber اما · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · gut خوب · dass اینکه؛ که · hinschauen نگاه کردن (با دقت)