واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

liefern

فعل · B2

liefert, lieferte, hat geliefert

تحویل دادن

در داستان‌ها

Der Karton war am Sonntag geliefert worden, und in der Eile war er vergessen worden.

کارتن یکشنبه تحویل داده شده بود، و در آن عجله فراموش شده بود.

Die Kontrolle (سطح B2)

Laut Ihrer Bestätigung sollte er innerhalb eines Monats geliefert werden.

طبق تأییدیهٔ شما میز باید ظرف یک ماه تحویل داده می‌شد.

Der Beschwerdebrief (سطح B2)

Ich bitte Sie daher, den Schreibtisch innerhalb der nächsten sieben Tage zu liefern.

بنابراین از شما خواهش می‌کنم، میز را ظرف هفت روز آینده تحویل دهید.

Der Beschwerdebrief (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

der Herr آقا · sofort فوراً · zeigen نشان دادن · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · sitzen نشستن · arbeiten کار کردن · neu جدید · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن