واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

wie

حرف ربط · A1

مثل؛ چطور

در داستان‌ها

»Wie geht es dir?«, fragt sie.

«حالت چطور است؟»، او می‌پرسد.

Kians Montag (سطح A1)

»Wie heißen Sie?«, fragt Frau Schulz.

«اسم شما چیست؟»، خانم شولتس می‌پرسد.

Besuch von oben (سطح A1)

Wie kocht man Ghormeh Sabzi?«

قورمه‌سبزی را چطور می‌پزند؟»

Lukas kocht (سطح A2)

»Ich fühle mich wie zu Hause«, sagt sie.

«من احساس می‌کنم انگار در خانهٔ خودم هستم»، او می‌گوید.

Parisa kommt (سطح A2)

»Es ist fast so ruhig wie das Dorf auf meinem Bild.«

«اینجا تقریباً به آرامی روستای توی تابلوی من است.»

Papa in Köln (سطح A2)

»Das sieht aus wie die Insel Kisch!«, sagt Samira.

«این شبیه جزیرهٔ کیش است!»، سمیرا می‌گوید.

Auf dem Flohmarkt (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

erleichtert آسوده · das Fleisch گوشت · gefallen خوش آمدن، پسندیدن · die Heimat وطن · der Herbst پاییز · hoch بلند · der Keller زیرزمین · die Kiste جعبه · klar روشن، واضح · klingen صدا دادن، طنین داشتن · die Kollegin همکار (زن) · lang به مدت