lang
به مدت
در داستانها
Nasrin hatte in Schiras zehn Jahre lang als Buchhalterin gearbeitet.
نسرین در شیراز ده سال بهعنوان حسابدار کار کرده بود.
Farahs war die längste.
مال فرح بلندترین بود.
Wer lange genug in einem Fundbüro arbeitet, hört irgendwann auf, sich über die Menschen zu wundern.
هر کس که به اندازهٔ کافی طولانی در یک دفتر اشیاء گمشده کار کند، دیر یا زود از تعجب کردن دربارهٔ آدمها دست برمیدارد.
Der junge Mann sah lange in den Karton, ohne etwas anzufassen, als könnte ihm die falsche Wahl den ganzen Abend verderben.
مرد جوان مدتی طولانی درون جعبه نگاه کرد، بیآنکه چیزی را لمس کند، انگار انتخاب اشتباه میتوانست تمام شب را برایش خراب کند.