sitzen
sitzt, saß, hat gesessen
نشستن
در داستانها
Neben Reza sitzt eine Frau.
کنار رضا یک زن نشسته است.
Da sitzt eine Katze auf der Treppe.
آنجا یک گربه روی پله نشسته است.
Sie sitzt schon in der Küche.
او همین حالا در آشپزخانه نشسته است.
Minka sitzt schon in der Tasche.
مینکا از قبل توی کیف نشسته است.
Nima und Julia sitzen in einem Café.
نیما و یولیا در یک کافه نشستهاند.
Am Montag sitzt Samira wieder im Deutschkurs.
روز دوشنبه سمیرا دوباره سر کلاس آلمانی نشسته است.
واژههای مرتبط
dankbar سپاسگزار · der Deckel درپوش، درِ رویی · deutsch آلمانی · das Deutschlernen یادگیری آلمانی · der Dialekt لهجه، گویش · das Doppelzimmer اتاق دوتخته · das Ehepaar زوج، زن و شوهر · eine Rede halten سخنرانی کردن · die Einladung دعوت، دعوتنامه · der Eintopf خورش، غذای یکقابلمهای · einzeln تک، منفرد · der Einzug ورود به خانهٔ نو