sitzen
sitzt, saß, hat gesessen
نشستن
در داستانها
Neben Reza sitzt eine Frau.
کنار رضا یک زن نشسته است.
Da sitzt eine Katze auf der Treppe.
آنجا یک گربه روی پله نشسته است.
Sie sitzt schon in der Küche.
او همین حالا در آشپزخانه نشسته است.
Minka sitzt schon in der Tasche.
مینکا از قبل توی کیف نشسته است.
Nima und Julia sitzen in einem Café.
نیما و یولیا در یک کافه نشستهاند.
Am Montag sitzt Samira wieder im Deutschkurs.
روز دوشنبه سمیرا دوباره سر کلاس آلمانی نشسته است.