ohne
بدونِ؛ بدون
در داستانها
Die Tür öffnete sich ohne ein Geräusch.
در بدون هیچ صدایی باز شد.
Direkt, laut und ohne Lächeln.
رک، بلند و بدون لبخند.
Sie werden in drei Wochen ohne Krücken gehen.
شما تا سه هفتهٔ دیگر بدون عصا راه خواهید رفت.
In der Schule lernte sie ihre erste Fremdsprache: Englisch, aber ohne viel Gelegenheit zu sprechen.
در مدرسه او اولین زبان خارجیاش را یاد گرفت: انگلیسی، اما بدون فرصت زیادی برای حرف زدن.
Aus der Milch wurde Käse hergestellt, ganz ohne Chemie.
از شیر پنیر تولید میشد، کاملاً بدون مواد شیمیایی.
Ohne mich wärst du jetzt um zwölfhundert Euro ärmer.«
بدون من تو الان هزار و دویست یورو فقیرتر بودی.»
واژههای مرتبط
die Tür در · die Uhr ساعت · die Wohnung آپارتمان، خانه · zusammen با هم · bekommen دریافت کردن · groß بزرگ · klein کوچک · lesen خواندن · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · der Mann شوهر؛ مرد · der Samstag شنبه