um
ساعتِ (برای گفتن ساعت)
در داستانها
Der Bus kommt um sieben Uhr.
اتوبوس ساعت هفت میآید.
Um vier Uhr klingelt der Wecker.
ساعت چهار ساعت زنگدار زنگ میزند.
Um halb fünf trinkt Kian einen Kaffee.
ساعت چهار و نیم کیان یک قهوه مینوشد.
Um fünf Uhr ist er in der Bäckerei.
ساعت پنج او در نانوایی است.
Um sieben Uhr kommen die ersten Kunden.
ساعت هفت اولین مشتریها میآیند.
Um zwölf Uhr ist die Arbeit fertig.
ساعت دوازده کار تمام است.
واژههای مرتبط
noch einmal یک بار دیگر · die Pfanne ماهیتابه · der Tierarzt دامپزشک · das Viertel ربع · wie viel چقدر، چند · das Brötchen نان کوچک صبحانه · die Haltestelle ایستگاه · heiß داغ · die Heizung شوفاژ، گرمایش · krank بیمار، مریض · der Kühlschrank یخچال · die Milch شیر