واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

das Brötchen

اسم · جمع: Brötchen · A1

نان کوچک صبحانه

در داستان‌ها

Dort backt Kian Brot und Brötchen.

آنجا کیان نان و نان صبحانه می‌پزد.

Kians Montag (سطح A1)

Am Mittwoch fallen ihm drei Brötchen auf den Boden.

چهارشنبه سه نان از دستش روی زمین می‌افتند.

Kian ist müde (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

schlafen خوابیدن · die Straße خیابان · die Arbeit کار · der Kaffee قهوه · müde خسته · wohnen زندگی کردن · bis تا؛ تا وقتی که · brauchen لازم داشتن، به کار رفتن؛ استفاده کردن · das Deutsch زبان آلمانی؛ آلمانی · früh زود، قبلاً · der Nachmittag بعدازظهر · rot قرمز