rot
قرمز
در داستانها
Die Tomaten sind rot.
گوجهها قرمز هستند.
Die Blumen sind gelb und rot.
گلها زرد و قرمز هستند.
Frau Schulz wird rot.
خانم شولتس سرخ میشود.
Er ist rot und groß.
آن قرمز و بزرگ است.
Lukas wird rot.
لوکاس سرخ میشود.
Dort zeigt Lukas ihr einen roten Schal.
آنجا لوکاس به او یک شال قرمز نشان میدهد.
واژههای مرتبط
zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · bei نزدِ، در · beim موقعِ (bei + dem) · hier اینجا · die Uhr ساعت · zusammen با هم · bekommen دریافت کردن · groß بزرگ · klein کوچک · lesen خواندن · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت)