واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

hier

قید · A1

اینجا

در داستان‌ها

Hier steht ein Tisch.

اینجا یک میز هست.

Die neue Wohnung (سطح A1)

»Hier«, sagt Mina.

«اینجا»، مینا می‌گوید.

Die neue Wohnung (سطح A1)

Hier gibt es viele Stände.

اینجا غرفه‌های زیادی هست.

Auf dem Markt (سطح A1)

»Wohnen Sie hier?«, fragt Neda.

«شما اینجا زندگی می‌کنید؟»، ندا می‌پرسد.

Besuch von oben (سطح A1)

»Hier kann man nur bar zahlen.«

«اینجا فقط نقدی می‌شود پرداخت کرد.»

Im Café (سطح A1)

Sara fragt: »Weißt du, ob wir hier schwimmen können?«

سارا می‌پرسد: «می‌دانی که آیا ما اینجا می‌توانیم شنا کنیم؟»

Wenn die Sonne scheint (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

gestern دیروز · grau خاکستری · hinter پشتِ · der Karton جعبهٔ مقوایی، کارتن · der Laden مغازه · die Nachbarin همسایه (زن) · putzen تمیز کردن · reden حرف زدن؛ حرف زدن (über) · schmecken مزه دادن، خوشمزه بودن · stimmen درست بودن · der Zettel یادداشت · der Zug قطار