brauchen
braucht, brauchte, hat gebraucht
لازم داشتن، به کار رفتن؛ استفاده کردن
در داستانها
Mina braucht Tomaten und Gurken.
مینا گوجهفرنگی و خیار لازم دارد.
»Minka braucht einen Tierarzt«, sagt Neda.
«مینکا به یک دامپزشک نیاز دارد»، ندا میگوید.
Aber sie braucht noch Zucker und Eier.
اما او هنوز شکر و تخممرغ لازم دارد.
Ich habe viel Petersilie gebraucht, denn am Abend habe ich Ghormeh Sabzi gekocht.«
من جعفری زیادی لازم داشتم، چون شب قورمهسبزی پختم.»
Ich finde, dass du einen Plan brauchst.«
به نظرم تو به یک برنامه نیاز داری.»
Jonas brauchte das Ladekabel, um sein Handy aufzuladen.
یوناس کابل شارژ را لازم داشت، تا گوشیاش را شارژ کند.