bis
تا؛ تا وقتی که
در داستانها
Ich arbeite nur bis zwei Uhr.
من فقط تا ساعت دو کار میکنم.
Sie warten bis halb vier.
آنها تا ساعت سه و نیم منتظر میمانند.
Ich lese jeden Abend bis Mitternacht.«
من هر شب تا نیمهشب کتاب میخوانم.»
Er lernt jeden Tag nur bis neun Uhr, und dann schläft er.
او هر روز فقط تا ساعت نه درس میخواند، و بعد میخوابد.
»Von sieben bis zehn Uhr.«
«از ساعت هفت تا ده.»
»Und könnten wir das Zimmer bis zwölf Uhr behalten?«
«و ممکن است ما اتاق را تا ساعت دوازده نگه داریم؟»