die Pfanne
ماهیتابه
در داستانها
Jetzt mach die Pfanne heiß.
حالا ماهیتابه را داغ کن.
واژههای مرتبط
bitte لطفاً · nehmen گرفتن · da آنجا · laufen راه رفتن، دویدن · der Tisch میز · essen خوردن · bleiben ماندن · helfen کمک کردن · klingeln زنگ زدن (زنگ در) · kochen آشپزی کردن · zuerst اول · die Küche آشپزخانه