واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

die Pfanne

اسم · جمع: Pfannen · A1

ماهیتابه

در داستان‌ها

Jetzt mach die Pfanne heiß.

حالا ماهیتابه را داغ کن.

Kuku Sabzi für alle (سطح A1)

واژه‌های مرتبط

bitte لطفاً · nehmen گرفتن · da آنجا · laufen راه رفتن، دویدن · der Tisch میز · essen خوردن · bleiben ماندن · helfen کمک کردن · klingeln زنگ زدن (زنگ در) · kochen آشپزی کردن · zuerst اول · die Küche آشپزخانه