der Tierarzt
دامپزشک
در داستانها
»Minka braucht einen Tierarzt«, sagt Neda.
«مینکا به یک دامپزشک نیاز دارد»، ندا میگوید.
Um zehn nach drei sind sie beim Tierarzt.
ساعت سه و ده دقیقه آنها پیش دامپزشک هستند.
Der Tierarzt ist nett.
دامپزشک مهربان است.
واژههای مرتبط
mit با · nicht نه · in در · am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · dick چاق؛ کلفت · nach ... گذشته (در گفتن ساعت) · das Viertel ربع · wie viel چقدر، چند