mit
با
در داستانها
Dann fährt er mit dem Fahrrad.
بعد او با دوچرخه میرود.
Zu Hause kocht er Reis mit Gemüse.
در خانه او برنج با سبزیجات میپزد.
Am Abend telefoniert Kian mit seiner Mutter.
شب کیان با مادرش تلفنی حرف میزند.
Sie isst den Kuchen jetzt mit Neda.
او حالا کیک را با ندا میخورد.
»Und der Mann mit dem Hund?«
«و آن مرد با سگ؟»
Ben kocht Reis mit Tomaten.
بن برنج با گوجهفرنگی میپزد.
واژههای مرتبط
die Hürde مانع (بلند)، سد · die Iban شمارهٔ IBAN · in ordnung sein درست بودن، مشکلی نداشتن · die Informatik انفورماتیک، علوم کامپیوتر · die Information اطلاعات (باجه) · der Inhaber صاحب، مالک · das Inland داخل کشور · die Innenstadt مرکز شهر · die Insel جزیره · interessieren جالب بودن برای · inzwischen در این فاصله، حالا دیگر · irgendwo یک جایی