der Inhaber
صاحب، مالک
در داستانها
Der Inhaber, Herr Demir, dessen Eltern aus der Türkei stammten, begrüßte sie freundlich.
صاحب داروخانه، آقای دمیر، که پدر و مادرش اهل ترکیه بودند، با گرمی به او خوشامد گفت.
واژههای مرتبط
der Herr آقا · liegen قرار داشتن، بودن · sofort فوراً · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · zeigen نشان دادن · wollen خواستن · arbeiten کار کردن · von از · aus از، اهلِ · müssen باید، مجبور بودن · so اینطور، چنین؛ چه (تعجب) · wieder دوباره