geben
gibt, gab, hat gegeben
وجود داشتن (es gibt)؛ دادن
در داستانها
Hier gibt es viele Stände.
اینجا غرفههای زیادی هست.
Die Frau gibt Omid die Zeitung.
زن روزنامه را به امید میدهد.
Dort gibt es Tee und Teekannen aus dem Iran.
آنجا چای و قوریهای ایرانی هست.
Der Verkäufer gibt ihnen noch eine Karte.
فروشنده یک کارت هم به آنها میدهد.
Sie gibt ihr das Geschenk.
او هدیه را به او میدهد.
Aber dann gibt es ein Problem.
اما بعد یک مشکل پیش میآید.
واژههای مرتبط
die Kirsche گیلاس · klatschen دست زدن · kleben چسباندن · korrekt درست، صحیح · die Kundennummer شمارهٔ مشتری · der Kundenservice خدمات مشتریان · kündigen فسخ کردن، لغو کردن · das Kuscheltier عروسک پارچهای · das Labor آزمایشگاه · das Lager انبار · landen سر درآوردن، افتادن · lang بلند، دراز