واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Kundennummer

اسم · جمع: Kundennummern · B1

شمارهٔ مشتری

در داستان‌ها

Sie nannte ihre Kundennummer und wollte die Lieferung reklamieren: Nicht die Marke war falsch, sondern das Modell.

او شمارهٔ مشتری‌اش را گفت و می‌خواست از تحویل شکایت کند: نه برند اشتباه بود، بلکه مدل.

Die falsche Kaffeemaschine (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

groß بزرگ · anrufen زنگ زدن · schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · der Herr آقا · liegen قرار داشتن، بودن · sofort فوراً · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · wollen خواستن · sehen دیدن · von از · wieder دوباره