anrufen
ruft an, rief an, hat angerufen
زنگ زدن
در داستانها
Zu Hause ruft er Samira an.
در خانه او به سمیرا زنگ میزند.
Dann ruft Samira an.
بعد سمیرا زنگ میزند.
Sie ruft Lukas an.
او به لوکاس زنگ میزند.
Am Abend ruft Kian seine Mutter in Schiras an.
شب کیان به مادرش در شیراز زنگ میزند.
Samira ruft die Rezeption an.
سمیرا به پذیرش زنگ میزند.
Rufen Sie uns an!«
با ما شما تماس بگیرید!»
واژههای مرتبط
meinen منظور داشتن · der Mensch انسان، آدم · der Monat ماه · morgen فردا · oder یا؛ نه؟ · prüfen بررسی کردن · schnell زود، سریع · spielen بازی کردن، نواختن · teuer گران · warm گرم · warum چرا · die Zeit زمان، مدت؛ وقت