warm
گرم
در داستانها
In der Bäckerei ist es warm.
در نانوایی هوا گرم است.
Das Essen ist nicht schön, aber warm.
غذا قشنگ نیست، اما گرم است.
An der Ostsee ist es sonnig und warm.
کنار دریای بالتیک هوا آفتابی و گرم است.
»Wenn das Wasser warm ist, ja!«
«اگر آب گرم باشد، بله!»
Im Zimmer ist es sehr warm.
در اتاق هوا خیلی گرم است.
»In Teheran ist es jetzt viel wärmer«, sagt er.
«الان در تهران هوا خیلی گرمتر است»، او میگوید.
واژههای مرتبط
die Stunde ساعت · trinken نوشیدن · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · beim موقعِ (bei + dem) · hier اینجا · die Uhr ساعت · zusammen با هم · bekommen دریافت کردن · groß بزرگ · klein کوچک · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت)