das Labor
آزمایشگاه
در داستانها
Es gab ein Labor, in dem Salben hergestellt wurden, und einen Raum, wo Kunden ungestört beraten werden konnten.
یک آزمایشگاه بود که در آن پماد ساخته میشد، و اتاقی که مشتریها بیمزاحمت میتوانستند مشاوره بگیرند.
واژههای مرتبط
stolz سربلند، مفتخر · gerade الان؛ تازه · warum چرا · die Zeit زمان، مدت؛ وقت · die Frage سؤال · genau دقیق؛ دقیقاً · hören شنیدن · der Name نام · nicken سر تکان دادن · stellen مطرح کردن (سؤال)؛ قرار دادن · vergessen فراموش کردن؛ جا گذاشتن · zuhören گوش دادن