stolz
سربلند، مفتخر
در داستانها
»Ja«, sagt Lukas stolz.
«بله»، لوکاس با افتخار میگوید.
Trotzdem war Lea stolz darauf.
با این حال لئا به آن افتخار میکرد.
Farah war stolz und erleichtert.
فرح سربلند و آسوده بود.
»Das ist etwas, worauf ich stolz bin.«
«این چیزی است که به آن افتخار میکنم.»
Ich bin stolz, das geschafft zu haben.«
من افتخار میکنم که از پس این کار برآمدهام.»