lang
بلند، دراز
در داستانها
Sie findet eine rote Lampe mit einem langen Kabel.
او یک چراغ قرمز با سیمی بلند پیدا میکند.
واژههای مرتبط
weiß سفید · hängen آویزان کردن · das Kabel سیم، کابل · sonnig آفتابی · überall همهجا · der Verkäufer فروشنده · das Bild تصویر، تابلو · leider متأسفانه · passen مناسب بودن، خوردن به · der Platz جا · am Ende در آخر · schwer سنگین