der Verkäufer
فروشنده
در داستانها
Der Verkäufer gibt ihnen noch eine Karte.
فروشنده یک کارت هم به آنها میدهد.
Der Verkäufer ist ein freundlicher Mann mit einem weißen Bart.
فروشنده مردی مهربان با ریش سفید است.
واژههای مرتبط
der Euro یورو · der Sonntag یکشنبه · suchen جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن · der Tisch میز · das Zimmer اتاق · möchten خواستن (مؤدبانه)، میل داشتن · der Nachmittag بعدازظهر · rot قرمز · schön زیبا، قشنگ · alt قدیمی · helfen کمک کردن · nein نه