suchen
sucht, suchte, hat gesucht
جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن
در داستانها
Parisa sucht den Zucker.
پریسا دنبال شکر میگردد.
»Ja, ich suche ein Geschenk für meine Mutter«, sagt Samira.
«بله، من دنبال یک هدیه برای مادرم میگردم»، سمیرا میگوید.
Seit einem Jahr suche ich so eine Kanne.«
یک سال است که من دنبال چنین قوریای میگردم.»
Sie suchen sie in der Küche und im Bad.
آنها در آشپزخانه و در حمام دنبالش میگردند.
Samira sucht eine neue Lampe für ihr Zimmer.
سمیرا برای اتاقش دنبال یک چراغ جدید میگردد.
Sie suchte ihren Beleg, den sie ausgedruckt hatte, und rief den Kundenservice an.
او رسیدش را، که آن را چاپ کرده بود، جستوجو کرد و به خدمات مشتریان زنگ زد.