alt
قدیمی
در داستانها
Der Tisch ist alt, aber schön.
میز قدیمی است، اما قشنگ.
Am Montagmorgen fand Lena einen alten Schlüssel vor ihrer Tür.
دوشنبه صبح، لنا یک کلید قدیمی جلوی در خانهاش پیدا کرد.
Überall gibt es alte Sachen.
همهجا وسایل قدیمی هست.
Lukas sieht einen alten Stuhl.
لوکاس یک صندلی قدیمی میبیند.
Der alte Stuhl ist sehr schön, aber zu teuer.
صندلی قدیمی خیلی قشنگ است، اما زیادی گران.
Lukas kauft den alten Stuhl.
لوکاس صندلی قدیمی را میخرد.
واژههای مرتبط
am meisten بیشتر از همه · der Anbieter ارائهدهنده، شرکت · angeben دادن، اعلام کردن (اطلاعات) · anschneiden اولین برش را زدن (کیک) · ansprechbar هوشیار، قادر به پاسخ · der Arbeitgeber کارفرما · aufatmen نفس راحت کشیدن · aufheben برداشتن (از زمین) · die Auflage شرط، تذکر رسمی · aufwärts رو به بالا، رو به بهبود · ausgeben مهمان کردن (نوشیدنی) · ausrutschen سر خوردن