die Auflage
شرط، تذکر رسمی
در داستانها
Am Ende war die Kontrolle bestanden, mit einer kleinen Auflage.
در پایان بازرسی با موفقیت گذشت، با یک تذکر کوچک.
واژههای مرتبط
ohne بدونِ؛ بدون · das Wochenende آخر هفته · dass اینکه؛ که · die Küche آشپزخانه · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · hier اینجا · die Tür در · die Uhr ساعت · klein کوچک · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · wissen دانستن