anschneiden
schneidet an, schnitt an, hat angeschnitten
اولین برش را زدن (کیک)
در داستانها
Frau Berger schnitt den letzten Kuchen an.
خانم برگر آخرین کیک را برید.
واژههای مرتبط
das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · so اینطور، چنین؛ چه (تعجب) · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · gut خوب · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · heute امروز