mehr
دیگر (با نفی)؛ بیشتر
در داستانها
Reza ist nicht mehr nervös.
رضا دیگر مضطرب نیست.
Sie spielt nicht mehr.«
او دیگر بازی نمیکند.»
Sie ist nicht mehr so dick.
او دیگر آنقدر چاق نیست.
»Kein Problem mehr«, sagt Ben.
«دیگر مشکلی نیست»، بن میگوید.
»Ich will auch mehr laufen.«
«من هم میخواهم بیشتر پیادهروی کنم.»
Nach zwei Wochen tut Lukas der Rücken nicht mehr weh.
بعد از دو هفته کمر لوکاس دیگر درد نمیکند.
واژههای مرتبط
lernen یاد گرفتن، آموختن · der Montag دوشنبه · nie هیچوقت · die Stunde ساعت · trinken نوشیدن · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · bei نزدِ، در · beim موقعِ (bei + dem) · hier اینجا · die Tür در · die Uhr ساعت · die Wohnung آپارتمان، خانه