واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

aufheben

فعل · A2

hebt auf, hob auf, hat aufgehoben

برداشتن (از زمین)

در داستان‌ها

Sie hob ihn auf und drehte ihn langsam in der Hand.

او آن را برداشت و آهسته آن را در دستش چرخاند.

Der Schlüssel (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

liegen قرار داشتن، بودن · wieder دوباره · vor جلوی؛ از (ترس) · stehen ایستادن · können توانستن · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · mit با · aber اما · in در