aufwärts
رو به بالا، رو به بهبود
در داستانها
»Es geht aufwärts.
«وضع رو به بهبود است.
واژههای مرتبط
andere دیگر · nächste بعدی · reden حرف زدن؛ حرف زدن (über) · weg دور، رفته؛ گم؛ راه · werden فعل کمکی زمان آینده (خواهم، خواهی، خواهد) · bringen آوردن · genau دقیق؛ دقیقاً · nicken سر تکان دادن · zuhören گوش دادن · der Arzt دکتر، پزشک · die Nacht شب · der Schrank کابینت، کمد