واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

der Arzt

اسم · جمع: Ärzte · A2

دکتر، پزشک

در داستان‌ها

Am Donnerstag muss er zum Arzt gehen.

پنجشنبه او باید پیش دکتر برود.

Lukas muss zum Arzt (سطح A2)

»Das wird der Arzt Ihnen sagen.

«این را دکتر به شما خواهد گفت.

Es geht aufwärts (سطح B1)

Am nächsten Morgen kam der Arzt.

صبح روز بعد دکتر آمد.

Es geht aufwärts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

werden فعل کمکی زمان آینده (خواهم، خواهی، خواهد) · besuchen به دیدن رفتن · bringen آوردن · die Treppe پله؛ پله‌ها · halb نیم · morgen فردا · spielen بازی کردن، نواختن · genau دقیق؛ دقیقاً · der Kollege همکار · nicken سر تکان دادن · schlafen خوابیدن · warten منتظر ماندن؛ منتظر ماندن (auf)