die Treppe
پله؛ پلهها
در داستانها
Da sitzt eine Katze auf der Treppe.
آنجا یک گربه روی پله نشسته است.
Am Dienstag trug er mit seinem Kollegen Ali einen Schrank die Treppe hinauf.
سهشنبه او با همکارش علی یک کمد را از پلهها بالا میبرد.
Mara nahm trotzdem die Treppe, um sich zu beruhigen.
مارا با این حال از پلهها رفت، تا آرام شود.
Auf der Treppe hörte er hinter der Tür einen einzelnen Ton, vorsichtig und klar.
روی پلهها او پشت در یک نتِ تنها شنید، محتاط و روشن.
Seit ihrem Sturz im Winter konnte sie die Treppe kaum noch hinaufsteigen.
از زمانِ زمین خوردنش در زمستان او دیگر بهسختی میتوانست از پلهها بالا برود.
واژههای مرتبط
zurückkommen برگشتن · zuwerfen پرت کردن به طرف کسی · abholen بردن، تحویل گرفتن؛ آوردن (از جایی)، دنبال کسی رفتن · die Adresse آدرس · angst haben ترسیدن (vor) · der Arzt دکتر، پزشک · aufs به (auf + das) · die Ausbildung دورهٔ آموزشی، کارآموزی · ausfüllen پر کردن (فرم) · das Auto ماشین · der Braten کباب، گوشت بریان · durch از میان، در سراسر