die Adresse
آدرس
در داستانها
Herr Adler notierte die Adresse, obwohl er an diesem Tag schon müde war.
آقای آدلر آدرس را یادداشت کرد، اگرچه او آن روز از قبل خسته بود.
Dann fragte sie nach seiner Adresse und nach dem Namen seines Arbeitgebers.
بعد او آدرسش را و نام کارفرمایش را پرسید.
واژههای مرتبط
erreichbar در دسترس · erstatten جبران کردن، بازپرداخت کردن · die Filiale شعبه · gegen در برابرِ · die Girocard گیروکارت (کارت بانکی) · haften مسئول بودن، ضامن بودن · die Iban شمارهٔ IBAN · das Inland داخل کشور · das Instrument ساز · das Klavier پیانو · das Konto حساب بانکی · meist بیشترِ