واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Iban

اسم · جمع: IBANs · B1

شمارهٔ IBAN

در داستان‌ها

Tarik musste die IBAN seines Kontos angeben.

طارق باید شمارهٔ IBAN حسابش را می‌داد.

Die Karte ist weg (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

der Sitz صندلی · speichern ذخیره کردن · die Sperre مسدودسازی · sperren مسدود کردن · der Sperrnotruf شمارهٔ اضطراری مسدودسازی کارت · der Tarif تعرفه · der Umsatz گردش حساب، تراکنش · der Verlust گم شدن، از دست دادن · verursachen به بار آوردن، باعث شدن · zerschneiden قیچی کردن، بریدن · zusätzlich علاوه بر آن · ablehnen رد کردن