واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Girocard

اسم · جمع: Girocards · B1

گیروکارت (کارت بانکی)

در داستان‌ها

Am Samstagabend stand Tarik an der Kasse des Supermarkts und suchte seine Girocard.

شنبه شب طارق کنار صندوق سوپرمارکت ایستاده بود و دنبال گیروکارتش می‌گشت.

Die Karte ist weg (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

sperren مسدود کردن · der Sperrnotruf شمارهٔ اضطراری مسدودسازی کارت · der Tarif تعرفه · der Umsatz گردش حساب، تراکنش · der Verlust گم شدن، از دست دادن · verursachen به بار آوردن، باعث شدن · zerschneiden قیچی کردن، بریدن · zusätzlich علاوه بر آن · ablehnen رد کردن · die Adresse آدرس · das Auto ماشین · die Beraterin مشاور (زن)